بهانه ای برای آرامش

آرامش در کار

آرامش یکی از دغدغه های اصلی همه ما انسانها بوده و هست و حاضریم برای رسیدن و یا نگه داشتن آن هزینه زیادی پرداخت کنیم. در کنار آن همیشه این نگرانی وجود داشته که آرامش فعلی تا کی ادامه خواهد یافت و نکنه این آرامش از دست برود و ناآرامی را تجربه کنیم.

همه ما انسانها وقتی شکست می خوریم و آنچه انتظار داریم به ما داده نمی شود، دلایل مختلفی برای آن ذکر می کنیم تا دیگران را متقاعد کنیم که مقصر اصلی ما نبوده ایم. درواقع می ترسیم بی کفایت و ناشایسته بنظر برسیم. برعکس زمانی که موفقیتی حاصل می شود می کوشیم همه را متقاعد کنیم که تنها دلیل موفقیت ما تلاش و استعداد خودمان بوده و هیچ عامل دیگری در آن تاثیر نداشته است.

شهامت پذیرش مسئولیت آنچه انجام داده ایم شرط لازم برای موفقیت است و این درحالی است که بسیاری افراد مشغول انکار مسئولیت آنچه اتفاق افتاده هستند.

بهانه هایی که  ذهن ما برای موفق نشدن، خوب رفتار نکردن، رشد نکردن، تلاش نکردن با خود حمل می کند تا با توسل به آنها خود و دیگران را متقاعد سازد و تسکین بخشد، همه و همه مثل دیوارهایی هستند که خودمان میان خود و آرزوهایمان می کشیم.

هر بهانه ای را که از ذهن خود میگیریم، یکی از دیوارهای خودساخته ذهنمان برای موفقیت را خراب می کنیم، از دایره حریم امن خود خارج می شویم و با پا گذاشتن روی ترسهایمان جسارت تجربه موفقیت های دیگر را بیش از پیش خواهیم داشت.  در این میان یکی از موارد چالش برانگیز تشخیص و تمیزدادن بهانه ها و خودفریبی های ذهن با واقعیات عینی موجود است.

اگر دلایلی را که انسان ها برای شکست ها و عدم توفیق خود ذکر می کنند از آنها گرفته شود، دیگر نمی توانند موفق نشوند.

 عذر و بهانه



دیدگاهتان را بنویسید