انتقادگر سخت گیر مضطرب

بعضی از ما یه سیستم خاص داریم که تمام چیزهایی که وجود داره و خوبه رو نمی بینیم بجاش میگردیم ببینیم چی وجود نداره، چی بده و مشکل داره تا راجب اونا صحبت کنیم و اونا رو توی زندگیمون حل کنیم. اینجوری همیشه یه سری مساله برای حل کردن داریم.

بجای دیدن، لذت بردن و تحسین زیبایی ها و چیزهای خوبی که اطرافمون هست، همش خودمون رو مشغول درست کردن چیزهایی که با میل و اراده ی ما جور نیست می کنیم. در واقع عکس العمل ما محدود میشه به چیزهایی که اونها رو منفی می دونیم. بجای احساس آرامش یه حس دلشوره عمیق ته دلمون احساس می کنیم که میگه یه عالمه چیزهای مختلف هست که باید همه رو درست کنی و تا آرامش راه زیادی مونده ….

شاید چون فکر میکنیم چیزهای خوب چون هستند نیاز به دیده شدن و اصلاح ندارن. این باعث میشه بیشتر اوقات تمرکزمون روی چیزهایی باشه که بنظرمون خوب نیستن و باید تغییرشون بدیم و از طرفی چیزهای خوبی که داریم رو درک نمی کنیم و نبینیم. نمی دونیم باید با اون احساس دلشوره عجیب چکار کنیم چون همیشه ی همیشه موضوعی برای اصلاح و درست کردن وجود داره و این قصه تمومی نداره. افراد تیپ فکری (T) بیشتر اینطوری هستند تمام عمر می دوند، تلاش می کنند و به موفقیت های بزرگی دست پیدا می کنند اما همواره از فقدان آرامش و لذتی که شایسته اون هستند رنج می کشند. یکی از راه های بالانس شدن و آرامش بیشتر اونها اینه که بتونن در کنار نگاه عیبجو، انتقادی و اصلاحگر، انعطاف بیشتری داشته باشند، پذیرا تر باشند، زیبایی ها رو هم ببینند، درک کنند، تحسین کنند و ازش لذت ببرن.