جایگاه شغل و رابطه عاطفی در زندگی مردها

اگر از مردی درباره وضعیت شغلی اش بپرسید به ندرت کسی را پیدا می کنید که از عزت نفس خوبی برخوردار باشد و بگوید بیکار هستم.
اغلب مردهایی که از عزت نفس خوبی برخوردارند و جایگاه خاصی برای خود در اجتماع قائل می شوند، حتی اگر در حال حاضر شغلی نداشته باشند ترجیح می دهند در جواب بگویند به کاری مشغول هستند. به عبارت دیگه بیکار بودن برای مردها، نوعی بی هویتی تعریف می شود.

بسیاری از مردها چون اولویت اولشان شغلشان است، آنطور که باید برای رشد رابطه شان و یادگرفتن مهارتهای لازم برنامه ریزی و تلاش نمی کنند. به عبارت دیگر مردها بیشتر برای زندگی شغلیشان هزینه می کنند و در صورتیکه برای زندگی عاطفی خود هم اولویت قائل شوند می توانند به اندازه شغلشان در آن زمینه هم موفق باشند. قابل ذکر است که برای موارد مطرح شده صدهای مثال نقض وجود دارد که مردی چنین نباشد اما از لحاظ آماری این مساله برای اغلب مردها صدق می کند.

برعکس مردها، اغلب خانم ها هویت و معیار کیفیت زندگیشان با داشتن رابطه عاطفی خوب شکل گرفته و معنا پیدا می کند. به همین دلیل دغدغه اغلب خانم ها رابطه عاطفی است و عموما تلاش بیشتری به نسبت مردها انجام می دهند تا این بعد از زندگیشان را سروسامان ببخشند. این موضوع از نقطه نظر شخصیت شناسی MBTI هم قابل طرح است که F و T می توانند در جهت گیری مردان و زنان نقش مهمی ایفا کنند.

تلاش در جهت درک این تفاوتها با کمک شخصیت شناسی MBTI می تواند نقش موثری در زمینه درک متقابل و در نهایت بهبود کیفیت روابط عاطفی داشته باشد. بدین صورت وقتی مردی تفاوت های کارکرد منطقی T و احساسی F را بهتر درک نماید، نه تنها دلیل بسیاری از تصمیمات و رفتارهای گذشته خود را بیشتر درک می کند و می تواند برای توسعه فردی خود برنامه ریزی کند بلکه شناخت عمیق تری از همسر خود بدست می آورد که به واسطه این شناخت رابطه عاطفی آنها وارد مرحله جدیدی می شود.



دیدگاهتان را بنویسید