خطبه ای از نهج البلاغه

اَیُّهَا النّاسُ، إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لاَأَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَى مِنْهُ وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ. وَ لَقَدْ أَصْبَحْنا فی زَمَان قَدِ اتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلى حُسْنِ الْحِیلَهِ. مَا لَهُمْ! قَاتَلَهُمُ اللهُ! قَدْ یَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللهِ وَ نَهْیِهِ، فَیَدَعُهَا رَأیَ عَیْن بَعْدَ الْقُدْرَهِ عَلَیْهَا، وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لاَ حَرِیْجَهَ لَهُ فِی الدِّینِ

اى مردم! وفا همزاد راستگویى است (و این دو هرگز از هم جدا نمى شوند) و من سپرى محکمتر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن کس که از چگونگى رستاخیز آگاه است هرگز پیمانشکنى نمى کند. ما در زمانى زندگى مى کنیم که غالب اهلش خیانت و پیمانشکنى را کیاست و عقل مى شمارند، و جاهلان بى خبر این گونه افراد را مدیر و مدبّر مى شمارند! آنها را چه مى شود؟ خداوند آنان را بکشد! گاه شخصى که آگاهى و تجربه کافى دارد و طریق مکر و حلیه را خوب مى داند فرمان الهى و نهى او وى را مانع مى شود، و با این که قدرت بر انجام این کارها را دارد آشکارا آن را رها مى سازد، ولى آن کس که از گناه و مخالفت فرمان دین پروا ندارد، از فرصتى که پیش آمده استفاده مى کند (و دست به کارهاى خلافى مى زند که در نظر ساده اندیشان تدبیر و سیاست است).

“خطبه 41”



دیدگاهتان را بنویسید